خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Saturday, 14 April 2018، 10:00 AM

Essays in writing

به شخصه متنی که درست تایپ نشده باشه نمی‌تونه واسم زیاد قابل اعتنا باشه. و این بدان معنا نیست که اصالتی برای قواعد نگارشی قائل باشم. منتها این موضوع خودبه‌خود اتفاق می‌افته. وقتی به کسایی که نوشته‌هاشون رو دنبال می‌کنم نگاه می‌ندازم٬ می‌بینم خیلی ناخودآگاه همه‌شون این موضوع رو رعایت می‌کنند. کسی که با خوب نوشتن آشنا باشه٬ خودبه‌خود با خوب خواندن هم آشنائه. و متن‌های خوب همیشه درست نوشته می‌شن. وقتی کسی «می‌روم» رو «می روم» می‌نویسه خیلی ناخودآگاه همه‌ی نوشته‌ش تو ذوقم می‌زنه. این مسئله ممکنه برای همه مطرح نباشه. ولی برای آدم وسواسی‌ای که با نوشتن سر و کار داشته باشه٬ به شدت مطرحه.


به نظرم خیلی خوب‌ می‌شه از روی نوشته‌های آدما یه سری از ابعاد شخصیتی‌شون رو شناخت. به شخصه اگه بخوام یه کلیتی از خودم و شخصیت مزخرفم ارائه بدم٬ با معرفی همین وبلاگ و به خصوص کامنت‌هاش این کار رو انجام می‌دم. چون خودم رو همین چیزی می‌دونم که اینجا نوشته شده٬ شاید کمی بداخلاق‌تر٬ بی‌حوصله‌تر و احمق‌تر از چیزی که توی نوشته‌ها به نظر می‌رسم. حتی در متن‌هایی که حالت خاصی داره و لحن نوشته٬ مستقیماً نویسنده‌ش رو ابراز نمی‌کنه هم می‌شه به واسطه‌ی همون متن به شخصیت و فاز نویسنده‌ش پی برد. چون زبان نوشتار دقیق‌تره و می‌شه دقیق‌تر بررسی‌ و قضاوتش کرد. به غیر از چیزهایی که نوشته می‌شه٬ از طرز و شکل نوشتن هم می‌شه خیلی چیزها رو در مورد نویسنده‌ی متن فهمید. به این توئیت نگاه کنید.

از همه‌ی صحبت‌های دوست‌مون که بگذریم و فقط به ادعاش در خصوص بلد بودن یادداشت‌نویسی توجه کنیم٬ و بعد این ادعا رو با طرز نوشتنش کنار هم بذاریم٬ به این نتیجه‌ می‌رسیم که دوست‌مون نه تنها یادداشت‌نویسی بلد نیست٬ بلکه خالی‌بندی هم بلد نیست. و کسی که توی این مملکت نه فن و کار خاصی بلد باشه و نه توی دروغ گفتن استعداد خاصی داشته باشه٬ برای پیدا کردن شغل قطعن به مشکل برمی‌خوره.

البته که این حرف‌ها به این معنی نیست که هر کسی نیم‌فاصله رو رعایت می‌کنه٬ پس یعنی نوشتن هم حالیشه. متأسفانه این‌ روزها همه چیز بچه‌بازی شده و هر چلمنگی -مثه من- هم می‌تونه چندتا نیم‌فاصله رو رعایت کنه و چیزی که نوشته رو توی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی منتشر کنه. پس بعد از نگاه کردن به طرز نوشتن که شرط لازم (و نه کافی) برای یه نوشته‌ی خوب هست٬ برای قدم دوم باید به محتوای متنی که نوشته شده توجه کرد و دید که آیا نویسنده‌ش چیزی حالیش هست یا خیر. و آیا وقت ما ارزش توجه به مزخرفاتش رو داره یا نه. لطفن با چشمان زیبا و شهلاتون به توئیتِ نیم‌فاصله‌دارِ زیر نگاه کنید و بخندید.

من حدس می‌زنم -انشالله که اشتباه می‌کنم- که دوستمون علاوه بر اینکه هاوکینگ رو نمی‌شناسه٬ ذره‌ای هم با تفاوت Kant و cunt آشنایی نداشته باشه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ 18/04/14
شِـــ‌یدا ..

cm's ۷

14 April 18 ، 11:57 علی کافه چی
مشتی الان یارو می‌نویسه: حاله بابایه خوبم بدِ ! میشِ براش دعا کنین؟
اونوقت تو گیر دادی به نیم‌فاصله؟ اون بخوره تو سر من اصلا!
شِــیدا:
این چه حرفیه؟ تو واسه من حکم مرشد و پیشوا و امام‌جمعه رو داری. اصلاً حالا که کار به اینجاها رسید، بذار بخوره تو سر من.
اگه با پدیده‌ی "وای ساده بودم" و "بحرفم" برخورد می‌کردی، چنین سطح توقعی نداشتی. =|
شِــیدا:
دیگه خودت ببین چقد آدم به هیجان میاد وقتی می‌بینه شیما و بقیه‌ علما تو چت‌ها و کامنتاشون هم همه چیزو رعایت می‌کنن :))
الان گناه من چیه که هیچوقت ندونستم نیم فاصله چگونه پدید میاد؟ 
شِــیدا:
گناه شمام می‌تونه این باشه که از گوگل استفاده نمی‌کنی
14 April 18 ، 20:00 امیرحسین
حالا چرا قطعن و قطعاً نه؟ و یا چرا لطفن و لطفاً نه؟
و معنی عنوان پست هم مبهم، موهوم و یا اشتباهه؟

شِــیدا:
- فکر نمی‌کنم «قطعن» اشتباه باشه. احمد ملکوتی‌خواه همیشه بدون تنوین می‌نویسه. البته که دلیل نمی‌شه ما هم بدون تنوین بنویسیم. منتهی من با کیبرد لپتاپ که می‌نوشتم، جای تنوین رو حفظ نبودم و حال نداشتم پیداش کنم :))
- این یکی رو هیچ نظری ندارم. باید از کسی که زبان بلده بپرسی. من از اسم کتاب essays of love تقلید کردم.
#فراخیسم
شِــیدا:
مسئه تخصصیه. من نمی‌تونم نظری داشته باشم
چند سالتون بود؟:|
شِــیدا:
یادم رفته. یعنی باید بشینم حساب کنم. فک کنم یه چندسالی گذشته باشه
آخرین بار میگفتین که 14 سالتونه:| و من همچنان میگم آخه 14؟:|
شِــیدا:
خوبه. پیشرفتت چشم‌نواز و دل‌انگیزه. با همین فرمون برو