خودگویی با میکروفون

heterism
خودگویی با میکروفون

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Sunday, 24 July 2016، 04:24 PM

آخرالزمان

یعنی همان زمانی که منجی می‌آید و حق مظلوم را از حلق ظالم بیرون میکشد. 

مَیتِریه نشسته بود روی محمل، چشماش رو بسته بود و با هدفون اهنگای ریلکسیشن گوش میداد. سوشیانت از یه تپه بالا میرفت و میخواست بره یه جای دنج٬ اصطلاحا یشت کنه. یهودی‌ها و مسیحی‌ها همه دمبال مسیح می‌گشتند. یهودی‌ها دنبال ماشیح از آل‌داوود و مسیحی‌ها هم دنبال عیسی‌مسیحِ خودشون. بعد از اینکه هر کدوم منجی خودشون رو پیدا کردند، یهودی‌ها دوباره داشتند اون وسط عن بازی در میاوردند و میخواستند عیسی مسیح رو بکشند.

کالکی‌پورانا با اسب سفید و شمشیر آخته. مهدی‌موعود هم با اسب سفید و شمشیر آخته. هندوها و مسلمونها گیج و گنگ ریخته بودند وسط و نمیدونستند کی به کیه. کدوم سوارِ شمشیر به دست منجی واقعیه؟

مارکو کرالیه‌ویچ از اسلاوها با یه پالتوی قرمزِ داشت عرق میریخت. آرتور خودش رو از جزیره ی آوالون رسونده بود. سه‌آکتل به همراه قوم مایا اومده بود و دیگر بزرگانی نظیر ویراکوچا، اینکاری، رواو، جان فرام و کلی منجی دیگه که حالا حضور ذهن ندارم،

همه اومده بودن وسط بیابونای یابس. 

تا یادم نرفته بگم که نئو هم بود. با همون عینک دودی و پالتوی مشکیش نشسته بود روی یه تخته سنگ و یه‌قل‌دوقل بازی میکرد. 

اولش همه خوشحال بودند که دور هم جمع شدند. همه یه عکس دسته جمعی گرفتند با این کپشن که؛ "چقد ما همه خوبیم". عکس رو همون نئو گرفت، یعنی تنها کسی که توی عکس حضور نداشت. 

بعد از چند ساعت معطلی٬ همه خسته شده بودند. ترافیک شدید بود و هوا گرم. هر لحظه یه گوشه از بیابون دعوا میشد. خلق بی اعصاب شده‌بودند و یک دنیای شیر تو شیری بود که نگو. هرچی منجی و الهه و معبود بود٬ روی زمین صف شده بودند. همه با تعجب به هم‌قطارای خودشون نگاه میکردند و میگفتند؛ پس مگه ما یگانه منجی عالم نبودیم؟ 

بعد که دیدند دجال و اهریمنی در کار نیست، هر کدوم خواستند پادشاهیشون رو همون وسط اعلام بدارند.  پس داد و بیداد و فغان و گریبان بود که دریده میشد. خدا هر لحظه تو دست یه گروه بود، گاها اتفاق میفتاد که همزمان دست چندگروه میفتاد. همه برای اجرای حکم الهی میخواستند پادشاه بشن و بهشت رو روی زمین برپا کنند. از اونجا که همه به چوب و چماق و چاقو مسلح بودند، خیلی زود همدیگه رو نفله کردند و کشتند 

فقط یه نفر زنده موند؛ 

نئو، که همچنان داشت یه قل دو قل بازی میکرد. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/07/24
شِـــ‌یدا ..

cm's ۵

25 July 16 ، 12:45 روح الله فاضل
سعی کن وقتی چیزی میزنی دست به قلم نبری. به ساقی محترم سلام برسون معلومه کارشو بلده. :)
شِــیدا:
خواهش میکنم. ساقی هم سلام میرسونه. 
25 July 16 ، 15:27 روح الله فاضل
باحال بود ولی.
شِــیدا:
اگه اینو واسه تعدیلِ کامنت قبل نوشتی، باید بگم که نیازی نبود. چون من نه بهم برمیخوره و نه بَدم میاد. حالِ اینکه واسه کسی چاقو بکشم هم، ندارم :)

25 July 16 ، 22:10 روح الله فاضل
نه برای تعدیل کامنت قبل علامت خنده گذاشتم آخرش! کامنت دوم واقعی بود به جان اصغر
شِــیدا:
:)) منم کلی گفتم  به جان روح الله
یک آهنگ شنیده بودم نمی دانم کجا بود و چطور بود اما مصرع اول ترانه این بود:" بیا که گریه کنیم..."
با اندیشیدن به اینکه در آخرالزمان، چو حال منجیان عالم چنین است، رعیت چه خواهد شد؟ فکری مرا در خود فرو برد، ما که اهل گریستن نیستیم، باید خردمندانه عمل کنیم و چاره ای بسنجیم. بعد از ساعت ها چرت زدن به این نتیجه رسیدیم که به هر حال، حال منجیان بهتر از حال رعیت است. میشود که ما منجیِ مذهب ممویسم باشیم و در روز موعود ظهور کرده تمام منجیان دیگر را زنده ببلعیم؟ شما میتوانید وعده ی ظهور ما را به زره بر بَر، و سوار بر تانکی از تانک های استفاده شده در جنگ جهانی دوم بدهید.چنانچه با پیشنهاد بنده موافق بودید، لِت می نُو.   
شِــیدا:
من خودم حالش رو ندارم. موموئیسم رو هم که خدا بیمرزتش.  اما اگه بخوای میتونم اسمت رو به این لیست اضافه کنم. ما که بخیل نیستیم... یه منجی کم و زیاد هم خیلی چهره ی تقدیر رو مخدوش نمیکنه.
28 July 16 ، 20:52 اثر انگشت
از بچه های گیم آو ترونز مثلا جان اسنوشون اینا نبودن؟این که نشد آخرالزمان که :/
شِــیدا:
شما اونموقع جوون بودین یادتون نمیاد، این نئو وقتی ظهور کرد چه آتیش پاره ای بود. این جان اسنو و اینا انگشت شست پای کیانو ریوز هم نبودن. 

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی