خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

از بس با کنجکاوی روی این about me کلیک کردید، تصمیم گرفتم یه بیوگرافی کامل بنویسم. صرفا چون می‌خواستم شرمنده‌ی انگشت‌های ظریف یا کلفت‌تون نشم. وگرنه اصلاً ما کی باشیم که ابوت‌ می‌ داشته باشیم؛


۱. اسمت چیه؟ محسن.

۲. نام خانوادگی؟ ولی کاش اسمم شیدا بود.

۳. تاریخ تولد؟ واقعاً چیز مهمی نیست.

۴. آخرین مدرک تحصیلی؟ اینو نمی‌شه گفت چیز مهمی نیست. به هر حال معیاریه برای شناخت افراد؛ دیپلم ریاضی- فیزیک (با معدل ۱۳).

۵. آخرین افتخار آکادمیک؟ رتبه‌ی ۳۲۰۰۰ کنکور سراسری.

۶. شغل؟ ولی کاش چوپان بودم.

۷. هیتریسم یعنی چه؟ heterism هیچ معنی خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.  

۸. غذای مورد علاقه‌ت چیه؟ چه سؤال دردناکی.

۹. قیافه‌ت چجوریه؟ بچه‌ها می‌گن شبیه بز کوهیه، خودم می‌گم کلاغ.

۱۰. تا حالا شده؟ آره، یه چند باری شده.

۱۱. قصد ازدواج نداری؟ اگه کسی ازم خواستگاری کنه، چرا که نه.

۱۲. کلاً اینجا چیکار می‌کنی؟ امروزه زندگی خوب رو تصویر می‌کنند. آزادی رو تصویر می‌کنند. زیبایی رو تصویر می‌کنند. زندگی رو با این تصاویر ارزش‌گذاری می‌کنند. با این تصاویر دنیا رو تعریف می‌کنند‌. تراژدی داستان اینجاست که کسی زندگی رو براساس این تصاویر تفسیر کنه. در هر صورت پاسخ خاص و قاطعی برای زندگی وجود نداره. برای زندگی کردن یا باید به تصاویری که واست تعریف می‌کنند نگاه کنی و یا برای کج‌دهنی به این جریان، تصویر خودت رو خلق کنی. مثل من که دارم توی این اتاقِ تاریک، انزوای خودم رو به تصویر می‌کشم.

۱۳. حرف آخرت چیه؟ با زن و بچه‌‌‌هام کاری نداشته باشید، بذارید برن.