خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعت‌ها مشغول کار بیهوده‌ای شد؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

آهنگ در ابتدا با صدای خسته و آروم وکالیست شروع می‌شه. مخاطب آهنگ دختر زیبارویی به نام «لی‌لی» قرار داره. ظاهراً لی‌لی می‌خواد قرص بخوره و راوی اون رو از این کار برحذر می‌کنه. ما اطلاعی از چیستی قرص‌ها نداریم ولی فرض می‌گیریم که Adult cold باشه. البته که آسپرین و اسمارتیز هم از نظر ما بلامانعه. در ادامه وکالیست خطاب به لی‌لی می‌گه که بیاد و این چس‌نفس بازی‌ها رو بذاره کنار و بهش وعده می‌ده که توی هر نقطه از نمودار x-t هواش رو داره. در واقع راوی داستان قصد داره به لی‌لی یه جور Certainty القا کنه و این عمل غریزی تا حدودی در ذات ذکور وجود داره. کشش و جذب توی یه سطح ناهشیار اتفاق می‌افته و کاملا با سروایول یا همون بقای موجودات ارتباط داره. جذب‌ کردن/شدن در واقع یه جور ایمپالس مثل گرسنگی و تشنگیه که بدون کنترل ما اتفاق می‌افته و همینه که این موضوع رو جذاب می‌کنه. براساس اولوشنری سایکالجی یا همون Evolutionary psychology، از قدیم‌الایام که آبا و اجدادِ میمون (به معنای مبارک و فرخنده) ما زیستن می‌کردند، مردها جذب ظاهر می‌‌شدند و زن‌ها جذب رفتار. مهم‌ترین ویژگی رفتاری برای بانوان کانفیدنس بوده. کانفیدنس یعنی د اِبیلیتی... اجازه بدید کیبردم رو درست کنم؛ 

.The ability to look certain when handling uncertainty

 بر همین اساس، یک مرد ایده‌آل در ذهن یک دختر جوان (بای دیفالت و به شرط اینکه ریست فکتوری نشده باشه) مردی مسلط، شجاع و خوش‌بینه. در واقع تنها اون نمایشی که توی رفتار یه مرد دیده می‌شه، مهمه و نه داشتن حقیقی این صفات. گواه این حرف مردان جوانی هستند که باهاشون توی مدرسه یا دانشگا روبه‌رو شدید و با وجود اینکه توی مغزهاشون حتی پشکل هم نیست که بشه باهاش انبرنسارا دود کرد، اما بانوان زیادی رو به سمت خودشون جذب می‌کنند. صرفاً چون نمایش قابل قبولی دارند. از طرف دیگه، یک مرد جوان می‌تونه با اظهار شک و تردید و درماندگی و نادانستگی‌های خودش یا به طور کلی با القای uncertainty این فرایند جذب رو به فناک بده. نگارنده قصد تعریف از خودش رو نداره اما بنده بعد از کون بزرگ و قد کوتاهم (۱۵۴ سانتی‌متر)، مهم‌ترین فاکتوری که در رابطه‌ با عدم توفیقم در جذب بانوان وجود داشته، همین ترشح آنسرتنتی به محیط پیرامون بوده. 

براساس قوانین طبیعت، دختران زیبا و ضعیف به دنبال مردان dominant، و مردان قوی و کانفیدنت از پی دختران submissive همواره روان‌اند.


برگردیم پیش لی‌لی. در طول آهنگ، شور و هیجان به تدریج بالا می‌ره تا می‌رسه به جایی که وکالیست کلیدی‌ترین جمله‌ش رو به لی‌‌لی می‌گه. می‌فرماد؛ «You're the best paint life ever made»  این جمله‌ی خطرناک رو به هر شل‌مغزی که بگید، تصمیم‌ بزرگش مبنی بر خوردن اسمارتیز رو آلتر می‌کنه و آرزو می‌کنه صفتِ افضل‌بودنش (بهترین) در هستی تا جایی که ممکنه امتداد داشته باشه. 



در پایان لینک این آهنگ رو در یوتویوب و تلگرام به شما عزیزانِ سبمیسیو و دامیننت تقدیم می‌کنیم. 

موافقین ۲ مخالفین ۰ 18/10/27
شیدا راعی ..

cm's ۳

چن رو پیش با خوندن کازانزاکیس یاد شما استاااد نیکوصفت افتادم و با خودم فک کردم این بچه کی میخاد آدم شه و سر و سامون بگیره .حالام اومدم می بینم هنو داری اینجا با میکروفن قزمیتت خود گویی می کنی
هنوز خسته نشدی پسرم ؟
شِــیدا:
سرو چمان من دوباره میل چمن کرده؟ 

ها، خسته‌ام، خیلی زیاد.
مثکه من همه‌چیم بر عکسه اما
شِــیدا:
اینا واسه آدماست. از نظر ما٬ شما چیزی کم از ملائکه و فرشتگان ندارید :))
شبی که این پست را گذاشته بودی دم در فروشگاه منتظر بودم بقیه بیایند بیرون و برویم خانه. عنوان پست را که دیدم زود از spotify آهنگ را پیدا کردم و یک دور بهش گوش دادم. بعد دوباره از سر پخش کردم و آمدم پستت را بخوانم. در آخر از اینکه اینهمه کلمه‌ی انگلیسی در پستت استفاده کرده بودی عصبانی شدم.

 اول فکر کردم هیچ نکته‌ی خاص و قابل تأملی در این پست نبود و این موضوع و نحوه‌ی نوشتنش باعث شد با خودم بگم خاک بر سرش. ولی الان که یک هفته گذشته دارم یک تحقیق کوچک در مورد پسرهای عاشق انجام میدم. با دخترای عاشق که تجربه داشتم. حالا دارم رفتار دخترا را با پسرای عاشق مقایسه میکنم. تا حالا فرضیه‌ت خیلی خوب پیش نرفته. پسر داستان ما عاشق دختری شده که خیلی خیلی بلندپرواز، باهوش و برنامه‌ریز است. دختری که امکان نداره به زیر دست کسی بودن تن بده. ببینیم که چی میشه دیگه. 
شِــیدا:
منبع حرفام به انگلیسی بود و من صلاحیت ترجمه کردن رو در خودم نمی‌بینم. علاقه‌ای هم ندارم. ضرورتی هم نداره به نظرم. 

واقعا هم نکته‌ی خاص و قابل تأملی نداشت. این قضیه شامل دیگر نوشته‌های اینجا هم می‌شه.
لازمه که بگم نتیجه‌ی کارت رو «باید» توی تلگرام با من به اشتراک بذاری، یا خودت نسبت به وظیفه‌ت آگاهی داری؟ :))
+ چیزی که من گفتم کامل نیست، ضمن اینکه از اعتبارش هم اطلاعی ندارم. و اما بگو‌ ببینم پسر داستان شما دقیقا عاشق همین صفات این دختر شگفت‌انگیز شده یا اینا توصیفات تو بود از دختر؟ همچنین خود پسر چه ویژگی‌هایی داره؟ (به چشم تو، یا به چشم اون دختر؟)

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی