خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من همه‌ی عمرم رو بیرون از زندگی، زندگی کردم.

Friday, 23 February 2018، 11:51 AM

جوهر زندگی

هر آدمی ویژگی خاص و بارزی داره که می‌شه براساسش اون فرد رو خیلی موجز توصیف کرد. اینجا یه آقایی هست که بدجوری به من خیره شده. همدیگه رو نمی‌شناسیم و این همیشه واسم عجیب بوده که دو تا آدم غریبه، اینطور به هم خیره بشن. مگر اینکه حرفی، فکری، مقصودی در میون باشه. مهم‌ترین خصیصه‌ی این مرد غریبه، که دارم توی آینه بهم نگاه می‌کنه، خسته‌کننده بودنشه. «دنیا» و «این مرد غریبه» مدام در حال خسته کردن و ملول کردن همدیگه‌اند. یه رقابت تنگاتنگ، همیشگی.

موافقین ۳ مخالفین ۰ 18/02/23
شِـــ‌یدا ..

cm's ۳

بند اول
شِــیدا:
بِه از صلحِ آخر
24 February 18 ، 10:47 پـــــر ی
جوهر زندگی من چیه آیا؟!
شِــیدا:
می‌بینی چه پستای تأمل‌برانگیزی می‌ذارم؟
02 March 18 ، 20:29 مارکر زرد
شایدم وقت استراحته. خستگیشون از نیمه قبله که داشتن بازی میکردن. دوباره بلند شه بره سر بازی همه چی هیجان انگیز شه. از کجا معلوم؟
شِــیدا:
می‌خوام بازی نکنند صد سال. خدمت شما گفته باشم، اگه یه بار دیگه توپ‌شون بیفته اینور جرش میدم.