خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Thursday, 4 January 2018، 01:47 AM

Phantasm

صبح بود و هوا سرد و صاف و باد و باد و باد. اولین نگاهش کارم رو ساخت، کارم رو یکسره کرد، حرفی باقی نذاشت. یه دختر خوش قد و بالا، با موهای مشکی و کمند. تنها تماشای تاب اون موها برای غرق شدن و بستن چشم‌ها تا ابد کفایت می‌کرد. برای بردن هوش از سر اصلا نیازی به حضور ویران‌کننده‌ی چشم‌هاش نبود. پیچ و تاب موهای سیاهش بلندی پیشونی‌ش رو قایم می‌کرد. آشفتگی موها پشت کمرش تمثیلِ زیبایی از آزادی بود. تصویر عجیبی شکل گرفته بود: تقابل یه دختر ۱۷۴ سانتی فرشته‌رو. با من، یه مرد ۱۵۴ سانتیِ کچل. با یه شکم بد شکل و یه کون طاقچه. و همچنین یه دماغِ بیش از حد.

حالا تو که داری این‌ها رو می‌خونی، به من بگو توی این تصویر چی می‌بینی؟ چی دیده میشه توی این تصویر؟ فاصله. فاصله‌های زیاد. گاهی ۲۰ سانتی‌متر، دورترین فاصله‌ی دنیاست. چه عهد شوم غریبی. بحثِ «من چشم از اون چگونه توانم نگاه داشت» نیست. بحث، بحث فاصله‌هاست.


من، یه مرد ۱۵۴ سانتی‌متری کچل، با یه کون طاقچه و یه دماغ بیش از حد. و اون، یه دختر ۱۷۴ سانتی‌متری با موهای کمند و سیاه، پیشونی بلند و چشم‌های دیوونه‌کننده. و تو، توی این تصویر، چی‌ می‌بینی؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ 18/01/04
شِـــ‌یدا ..

cm's ۳

اینارو ولش کن، زبون داری؟

شِــیدا:
آره، ولی همه‌ی [ص،س]ها رو [ث] تلفظ می‌کنم و تازه دندونامم خیلی زرد و کج و کوله‌ست و تازه سیم‌خاردار هم داره و عرقمم خیلی بو گند می‌ده و ابروهامم پاچه‌بُزیه و اصن شما چه  می‌دونی کون طاقچه یعنی چه؟
04 January 18 ، 03:45 پـــــر ی
تناقض. تناقض میبینم.
گاهی دو سانی متر هم فاصله زیادیه چه برسه به ۲۰
شِــیدا:
چقدر باید خودمو بکشم بالا تا به ۱۷۴ برسم؟ آه خدای من.
I feel you bro.منم یه بار خواب دیدم یه پیرمردم که عاشق یه زن جوونی شده. خیلی بد بود‌.
شِــیدا:
((:  i remember it abji 
.but i'm not defining a sleep