خودگویی با میکروفون

heterism
خودگویی با میکروفون

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Friday, 8 December 2017، 12:09 AM

Womanize

باز عاشقی مرا درنوردیده است. این مردِ زن‌پرست که من باشم، روزی ۱۷ مرتبه عاشق می‌شود. انگار مکانیسم فهم اینکه چرا فقط باید عاشق یک یا دو نفر شد را ندارد. علی ای و حال، اینبار عاشق اسمورودینکا شده‌ام. در ابتدا برایش توضیح دادم که ایران عراق نیست. ایران کشوری عربی نیست. ایران کلا هیچ گه خاصی نیست. ولی به هر حال با کشورهای اطرافش فرق دارد. هم جاهای خیلی گرم دارد، هم جاهای خیلی سرد. هم کوه و هم دریا.

 بعد برایش توضیح دادم که ما سیاه‌پوست نیستیم. چینی و هندی و منگل(مغول به انگلیسی میشه منگل) نیستیم. حتی برایش دو عکس فرستادم. یک عکس از دست‌هایم، یک عکس از پاهایم. برایش توضیح دادم که پوستم به آفتاب حساس است و به همین دلیل رنگ دست‌ها و پاهایم با هم متفاوت‌اند و کلا هر جا که تاحالا آفتاب خورده، با جاهایی که آفتاب نخورده، رنگش فرق دارد. البته بعد که به حرف‌هایم نگاه کردم، دیسکاور کردم که چرت و پرت گفته‌ام و در واقع جاهایی هست که تاحالا آفتاب نخورده اما نسبت به جاهای دیگری که آفتاب خورده، دارک‌تر است. مثل سوراخ‌های بینی و گوش و کون‌.

برایش توضیح دادم که ما هم شلوار جین و کت و شلوار می‌پوشیم و subway و BRT و election داریم. سر چهارراه‌هایمان، در خیابان‌هایمان دوربین داریم و زن‌هایمان روبنده ندارند و بعضاً خیلی هم اُپِن‌اند. معدودی از نظر ذهنی و عقلانی، و کثیری از نظر تحتانی. البته که کِلوز و قفل هم زیاد داریم. از مردهایمان چیزی نگفتم، مبادا آبروریزی بشود. از مادرقحبگی‌ها و دروغ‌های اپیدمی‌شده‌ در جامعه‌مان هم چیزی نگفتم. 

در عوض برایش گفتم که با شتر به این سو و آن سو نمی‌رویم و دهات‌ها و شهرهایمان پارک و چمن و علف دارد. هر چند که در آینده همه‌اش خشک می‌شود چون ممکن است خشک‌سالی شدیدتر بشود یا با آمریکا جنگ‌مان بشود و تحریم‌های خفن بشویم و نفت ‌و‌ گازمان به گوز خر بدل شود و نیروگاه‌های هسته‌ای و پالایشگاه‌هایمان با خاک یکسان بشود و کاخ‌هایمان کوخ بشود و مجبور شویم با شتر به این سو و آن سو برویم و ...



همینطور بحر روایت و بلاغت کلام را با هیجان درمی‌نوردیدم که احساس کردم مدتی‌ست اسمورودینکا هیچ نگفته. چندثانیه بعد کاشف به عمل آمد که اِپرنتلی اسمورودینکا یک ربات است و من تمام مدت با صفر و یک چت می‌کردم. 

موافقین ۶ مخالفین ۰ 17/12/08
شِـــ‌یدا ..

cm's ۱۵

08 December 17 ، 00:55 پیمان محسنی کیاسری
خوب انگار این نوشتت حال دوران طلایی بلاگ‌فات رو داره! بسی لذت بردم :))).
شِــیدا:
تا اونجایی که یادم میاد، همه‌ی دوران‌های زندگیم قهوه‌ای بوده. البته زمان‌هایی هم بوده که رنگش تیره و روشن شده ولی طلایی نه. اشتبا گرفتی :))
من یه مدت خیلی ازین کارا می کردم. که تلاش کنم نظر خارجیا رو نسبت به کشورم عوض کنم و فلان، بعدش دیدم خب که چی. حالا من که نمی دونم جمهوری سیشل کجاست و چقدر جمعیت داره و مردمش چجوری زندگی میکنن الان مُردم؟ تو مرحله ای از زندگیم تاثیر گذاشته؟ خیر!
البته اگر با طرف دوست بشم و ازم سوال بپرسه مسلما جواب میدم، اما اینکه یه سریا میرن به خارجیا میگن ایران اینجوری که شما فک میکنید نیست و ما در واقع مردم خوب و با شعور و با فرهنگی هستیم (که بیا واقع بین باشیم، متاسفانه بیشترمون نیستیم!) خیلی مسخره و ترحم طلبانه س -___-
شِــیدا:
البته در واقعیت من تالا همچین کاری نکردم. در آینده هم اگه سرم تاب ور نداره، همچین خبطی مرتکب نمیشم و واقعا هم تعریف کردن از کشورِ کم‌اهمیتت برای دیگران توجیه خاصی نداره. به علاوه اینکه به قول تو؛ واقعا هم ملت با فرهنگی نیستیم. نمی‌دونی وقتی این وحوش آنلاین تو فضای مجازی به یه جا حمله می‌کنن، چقد نسبت به لوکیشنی که توش به دنیا اومدم ناامید میشم.
مبارکه 
شِــیدا:
راستی، من اصن از قیافه‌ی تو خوشم نمیاد. اوندفه هم که گفتم خوشم میاد، می‌خواستم واسه مقاصد شومی که داشتم ازت سوءاستفاده کنم.
08 December 17 ، 19:02 پـــــر ی
://///// 
من دیگه حرفی ندارم
شِــیدا:
پس بذا یه چایی دیگه برات بریزم.
09 December 17 ، 09:00 پـــــر ی
آ دستت درد نکنه، خوب پذیرایی می کنی هر وقت میام اینجا. حداقل یه خرما هم بذار کنار چایی بخوریم. قند خوب نیست :)))
شِــیدا:
 یه چندتا نُقل مَشَدی ته جیبم دارم. تا شما یه چایی دیگه بریزی برا خودت، منم نقلا رو می‌جورمش.
"Happiness is only real when shared"
این کاملا مواضع شوم و شریرانه ت رو مشخص میکنه ...
شِــیدا:
من که نمی‌فمم تو چی میگی. ولی همه حرفاتو قبول دارم، انگار حرفات به دل می‌شینه‌. نمی‌دونم چرا، ولی صدات خیلی قشنگه :))
11 December 17 ، 02:31 پـــــر ی
بیا دیگه چایی رو هم خودم باید بریزم. نمیشه که:(
شِــیدا:
دو ساعته نشستی جلو دکون ما، یه ریز داری حرف می‌زنی، مانع کسب شدی، ما رو از کار و زندگی انداختی، هی چایی می‌ریزیم برات که پاشی بری پی کار و زندگیت، ولی تو باز نشستی و هی چایی میخوری. چشاتو گرد می‌کنی و میگی برام خرما بیارید. ما هر چی چپ‌چپ نیگا می‌کنیم، از رو نمی‌ری. اصن چایی نداریم دیگه. یه کاپوچینو بریزم براتون؟
12 December 17 ، 15:45 فاوکس ..
از همین تریبون بابت کانال خوبتون تشکر میکنیم
شِــیدا:
خاهش می‌کنم. ایشالا واسه عید می‌خام پرده‌هاشو عوض کنم، در و دیوارشو یه رنگ و نقاشی کنم تا خوشگل‌تر بشه. به نظر شما واسه سقفش گلبهی بهتره یا صولتی؟
اینم میذارم به پای اهداف شوم و شریرانه ت {چرا این بیانتون ایموجی نداره ؟ -_-}
شِــیدا:
تا وقتی آدم می‌تونه با کلمات احساسش رو بیان کنه، اصلاً چه نیازی به ایموجی هست؟
حالا میخواستی چه ایموجی‌ای برام بذاری؟ از این بوس و قلب و اینا؟ 
13 December 17 ، 15:13 پـــــر ی
بابا چه خبره. یه لحظه زبون به دهن بگیر ببینم چی میگی دقیقا :)
نخواستیم آقا. دست شوما درد نکنه. ما رفتیم که مانع کسب تون نشیم :)
شِــیدا:
بابا چه خبره. چرا قهر میکنی؟ ما که واسه یه چایی با هم این حرفا رو نداریم. اصن قابل شما رو نداره به خدا، حالا کجا میخای بری با این عجله، بشین یه چایی دیگه بزن
:از پاسخ در میماند
شِــیدا:
مهم اینه که چیزی از ارزش‌ها و شایستگی‌های تیم‌‌مون کم نمیشه.
15 December 17 ، 11:38 پـــــر ی
ای بابا 
تکلیف ما رو مشخص کن آقا، بالاخره چایی بدون غر زدن به ما میدی یا نه:)
شِــیدا:
شرمنده من به اختلال دوقطبی(شیدایی) خفیف مبتلائم. بعد از شنیدن صدای بووووق، پیغام خود را بگذارید.
17 December 17 ، 15:25 یاسی ترین
خیل خوب بود :)))) 
شِــیدا:
چه فایده وقتی پول نیست؟ من جواب زن و بچه‌مو چی بدم؟
20 December 17 ، 08:51 منتظر اتفاقات خوب (حورا)
با شتر این سو و آن سو نمی ریم، به جاش کلی شتر از این سو و آن سو وارد می کنیم!!
شِــیدا:
یه بار پدرم واسم شیر شتر خریده بود. به پیتر گفتم که به پدرش بگه واسش شیر خر بخره.
23 December 17 ، 13:32 پـــــر ی
کلا از خیر پیغام گذاشتن گذشتیم :)
شِــیدا:
شیدا مجرم نیست. شیدایی یک بیماری است.

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی