خودگویی با میکروفون

heterism
Monday, 16 October 2017، 01:22 AM

دارم در مورد عشق حرف نمی‌زنم.

عاشقتم؟ نمی‌دونم، فکر نمی‌کنم. دوستت دارم؟ نمی‌دونم. من معنی یه سری کلمات رایج رو بلد نیستم. باید از سوالای ساده‌تر شروع کرد. مثلا؛ «آیا دوست دارم ببینمت؟» قطعا. آیا دوست دارم فقط مال من باشی؟ نه٬ هرگز. اینم از همون حرف‌هاست که هیچوقت نفهمیدم. اگه تو نباشی می‌میرم؟ نه. ولی اگه تو باشی، شاید همه چیز بهتر باشه. با کلمه‌ی «شاید» مشکل داری؟ متاسفانه مهم‌ترین رکن جمله‌ی من همین کلمه‌‌ست. آیا می‌خوام تا آخر عمر کنار هم باشیم؟ هرگز. می‌خوام تا هر جا که بتونیم از «کنار هم بودن» خوشحال باشیم، کنار هم باشیم. نکنه می‌خوای بگی این فرار از مسئولیت‌پذیری و به نوعی لاابالی‌گریه؟ نه، به نظرم این عین مسئولیت‌پذیری و احترام به دیگریه. نگو که اینطوری هیچ چیز روی هیچ چیز بند نمی‌شه. اصلا مگه اساس زندگی اینطور نیست؟ 

 من نمی‌دونم عشق یعنی چه و حالا هم در مورد عشق حرف نمی‌زنم. در مورد چیزی حرف می‌زنم که نمی‌دونم چیه. باید از کلمه‌های معمولی‌تری استفاده کنم. شاید بشه گفت؛ احساس خوبِ ساده‌ای از با هم بودن.

 من به تنهایی خودم آگاهم. و این تنهایی همیشه حفظ میشه. قرار نیست با این دوست داشتن تنهایی کسی پر بشه. که حداقل من اجازه نمیدم کسی این تنهایی بزرگ رو با هیاهوی غریزه خدشه‌دار کنه. چون چیزهای زیادی در مورد ارزشش شنیدم. برای فرار از وحشت تنهایی به عشق سرک نمی‌کشم. همیشه سعی کردم از این آلترنتیو{تنهایی- دوست داشتن- تنهایی} دوری کنم. اما شیخ گفت چیزهای پیچیده‌تری از تنهایی وجود داره. مثلا؛ دوست داشتن برای رهایی از اضطرابِ بودن. فکر اینجاشو نکرده بودم. باید یه سری چیزها رو دوباره مرور کنم.

عاشقت هستم؟ نمی‌دونم. دوستت دارم؟ نمی‌دونم. من هنوز معنی خیلی چیزها رو نمی‌دونم. 


موافقین ۵ مخالفین ۰ 17/10/16
شِـــ‌یدا ..

cm's ۴

16 October 17 ، 14:19 حضرت کازیمو
حبّذا یا شیخ
شِــیدا:
شاید باورت نشه، ولی من عربی رو تو کنکور صفر درصد زدم. با این حال به احترامت میرم تحقیق می‌کنم‌ ببینم حبّذا ینی چه.
مِن باب مقوله‌ تنهایی، حسین وحدانی چیز خوبی می‌فرمان:
"در فقره‌ی تنهایی، باید دریابیم که تنهایی یک جور کیفیت است. یک واقعیت مستقل. داشتنِ همسر یا هم‌خانه یا هم‌خواب یا هم‌سفر، داشتن دوست حتی، این کیفیت را تغییر نمی‌دهد. خوب است -می‌تواند باشد- که آدم کسی یا کسانی را در زندگی داشته باشد، ولی داشتن‌شان پاسخ مسئله تنهایی نیست. برای کسی که تنهاست -یعنی کیفیتِ زندگی‌اش با تنهایی تعریف می‌شود- تنها بودن نتیجه‌ی عدم یا فقدان نیست. نداشتن همسر یا از دست دادن دوست نیست که باعث تنهایی‌اش می‌شود. تنهایی به خودی خود و مستقل از هر واقعیت دیگری در زندگی او جاریست. انتظار داشتن از همسر، هم‌‌خانه، هم‌خواب‌، هم‌سفر، از دوست که جای خالی چیزی را پر کند که جای نبودن او نیست، اگر آزاردهنده و ناامید کننده هم نباشد، دست کم انتظاری بیهوده است."

+ من باب مقوله آب قند هم، مرسی از سرعت بخشی به امور. :)) 
شِــیدا:
این حسین وحدانی کیه که انقد اندیشه‌هاش به اندیشه‌های من تمایل داره؟ نکنه از مریدای سابق خودم باشه؟ ای ای ای.‌. دنیا چقد کوچیکه.
اگه حالش رو داشتم، کامنتت رو به پست پیوست می‌کردم ولی خب میدونی، حسش نیست. ضمن اینکه اگه کسی میخواد از وجود گرانبها و نازنین من مفیوض بشه، چشمش کور بیاد کامنتا رو هم بخونه خب
بگذریم که اینجا  کامنت تو بود و حرف حسین وحدانی و من اصن نقشی نداشتم :))

+ به قول اون یارو؛ ممنونت درد نکنه(دستت درد نکنه+ ممنون)
اول اهنگ رستاک که میگه:
از عشق هیچ چیز نمیدانم 
چیزی برای انکه بدانم نیست
شِــیدا:
آره آره آره.
[البته من اصن نمیشناسم این رستاک کیه :))]
نویسنده کتاب "دال دوست داشتن"ه.
از اونجایی که با اسم کتاب ذهن به سمت موضوعات عاشقانه و لوس متمایل می‌شه، به نظرم اسم مناسبی برای کتابش انتخاب نکرده.
اندیشه‌های خوب دیگه‌ای هم داشت تو کتابش، اگه وقت و حوصله‌اش رو داشتی بخون.
شِــیدا:
با توجه به کارهای عقب‌افتاده‌ی زندگیم و مسائل مهم‌تری که باید بهشون بپردازم، موکولش می‌کنم به ۱۲۰ سال آینده‌ی زندگیم، یعنی وقتی که قصد داشتم از برای خودم، زوجَه اختیار کنم. 

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی