خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Sunday, 30 April 2017، 08:59 AM

محسن کدیور(ع)

دینی که با طنز بلرزد، عقیده نیست. عقده است[خطاب به مکارم شیرازی]

موافقین ۲ مخالفین ۰ 17/04/30
شِـــ‌یدا ..

cm's ۱

30 April 17 ، 09:18 اثر انگشت
تو کله ات بو قرمه سبزی میداد مرد. سرت توو همه چیز بود جز سیاست.چه کردن با تو؟
شِــیدا:
اوندفه که بو کردی، شب قبلش داشتم پا دیگ قرمه هم میزدم. ولی به عنوان نمونه حالا بیا بو کن ببین بو عطر شامپو تُخمُرغی میده.