خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Thursday, 27 April 2017، 06:58 PM

پنجره

نگاهی به تحولات منطقه٬ ایران و جهان (از پنجره‌ی اتاق من)


یه نظریه‌ی پسامدرنیستیکیولوژی(!) هست که میگه نمی‌خواد تو دلت واسه دین بسوزه. دلت باید واسه مردم بسوزه. دینی که رنج انسان رو کم نکنه، به درد ماتحت گاو می‌خوره. و این دینی که حالا هست و ترویج میشه توی این مملکت رو باید رید توش. باید تف کرد تو صورت این متولیان بزرگ و ارجمند. محمدجواد اکبرین قشنگ‌تر گفته: کلیک


یا شیخ... یادت رفته ما کجاییم؟ تف کنیم تو صورت اینا بعد چیکار کنیم؟ آمریکا و روسیه و دیگر ابرقدرت‌ها با آلت‌های آخته در پی منابع و جغرافیای ما هستند. تو یه نگاه به منطقه بنداز. ترکیه هم دیگه امنیت نداره. دیگه چیزی از یمن و سوریه نمونده. غزه روزبه‌روز کمرش باریک‌تر میشه. افغانستان و عراق رو خدا بیامرزه‌. امن‌ترین کشور مستقل‌ خاورمیانه‌ی غمگین٬ ایرانه. آمریکا دوست داره بیاد کنار دریای خزر همسایه‌ی روسیه بشه. روسیه آمریکا رو دوست نداره. پس هم‌پیمان ما میشه. آمریکا از ما میترسه. اسرائیل از ما می‌ترسه. چون سلاح‌هایی که ما به حزب‌الله (لبنان) و حماس(فلسطین) میدیم زیر گلوی اسرائیله‌. تکون بخوره٬ مغزش پاشیده تو صورت رفیقاش.

آمریکا با خودش میگه؛ «پس ایران رو تحریم کنید. کاری کنید به زانو در بیاد. اقتصاد مضحکش رو نابود کنید. No انرژی اتمی، no کیک زرد، no آب سنگین. تهدیدات هسته‌ای ایران من رو می‌ترسونه» و اینطور میشه که همه‌ی دنیا ایران رو تحریم می‌کنند. البته خیلی هم نگران نباشید. نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم. هنوز هم آمریکا از ما می‌ترسه. ما می‌تونیم با موشک‌های رادارگریزی که داریم قلب اسرائیل رو هدف قرار بدیم. پس هیچکس بمب بزرگی نمیندازه. به همین دلیل همه جمع شدند تو مرزهای سوریه. سپاه ایران و کلی گروه تروریستی دیگه از کشورهای مختلف. آمریکا رو هم به جمع این حرومزاده‌ها اضافه کنید. و این وسط تنها چیزی که اهمیت‌ نداره خون بچه‌های سوریه‌ست. همیشه همینطور بوده. اگه غیر از این باشه، تعجب داره. هشت سال از همه‌ی دنیا کمک میرسید به دست عراق که بریزه رو سر ایران. حتی همین روسیه‌‌ای که حالا شده هم‌پیمان ما. کسی بود به ایران کمک کنه؟ خیلی کم. مثلا حافظ اسد(بابای این بشار اسدِ حروم‌زاده). بریم به بهمن سال ۵۷؛ توی ایران یه انقلاب بزرگ اتفاق افتاده. یه نظام شاهنشاهی دیکتاتوری سقوط کرده. یه حکومت جمهوری و اسلامی روی کار اومده. برگردیم به فروردین سال ۹۶؛ چیزی که داریم صرفا یه حکومت توتالیتار با روپوش جمهوری و ماسک اسلامه. هنوز هم تنها چیزی که اهمیت نداره٬ خون مردمه.

من از مرکز ایران دارم توی این میکروفون صحبت می‌کنم. حرف‌های بی‌در و پیکر. از هر دری، سخنی. پس برای پایان صحبتم یه موضوع بی‌ربط دیگه رو پیش می‌کشم. مسخره نکنید اگه میکروفون خاموشه و هیچ صدایی نمیرسه. مسئله این نیست‌. آسمون رنگ عجیبی پیدا کرده. انگار که از فیلترهای اینستاگرام رد شده باشه. رنگ سبز درخت‌ها زیادی پر رنگه. آسمون سبز و تیره‌ست. داد و بیداد ابرها آسمون رو پر کرده. رعد و برق‌های مهیب‌. ابرهای سیاه و ... بله... بالاخره بارون شروع میشه... چه بارون تندی... رحمت الهی... کسی چه می‌دونه؟ شاید اون بالا دست... حضرت عزرائیل‌ داره جیش میکنه. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ 17/04/27
شِـــ‌یدا ..