خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من همه‌ی عمرم رو بیرون از زندگی، زندگی کردم.

Tuesday, 14 March 2017، 09:49 AM

کوه درد

نصفه شبی دیدیم شلوارک‌مون وسط اتاق افتاده، هوس کردیم شوتش کنیم. قبل از اینکه پا به شلوارک برسه، غافل از اینکه درِ کمد بازه، وسط راه کوفته شد به درِ کمد.

ما رو میگی؟ مثه یه مردِ قوی پامون رو گرفتیم و در حالی که از درد رو زمین به خودمون می‌پیچیدیم، به صورت mute ضجه می‌زدیم که اهل بیت و همسایه‌ها بیدار نشند. از ما آه، از پا دردِ جانکآه. دو سه دقیقه همینطور دندون به هم فشردیم و چشامونو مچاله کردیم و درد کشیدیم. 

تا اینکه دیدیم انگاری هیشکی قرار نیست بیاد ما رو در آغوش خودش پذیرا باشه و اصلا دریغ از یه بوس که تسلای این خاطرِ رنجور و دردِ عظیمِ ما باشه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ 17/03/14
شِـــ‌یدا ..

cm's ۵

14 March 17 ، 17:24 مارکر زرد :)
طاقت بیار و مرد باش .

درد نصف شب یکی اون که پات میگیره .
یکی گوش درد . اصن گوش دردا روزا کجان که همش شبا میان ؟:|
شِــیدا:
تو انگار خیلی کوه دردی :))
یاد فرهاد افتادم که میخوند "یه مرد بود یه مرد..."
شِــیدا:
خودم یاد پاندای کونگ‌فو کار افتادم
ایا هنوز ۷۳ غورباقه ی طلایی توی یه حوض آبی با بال های طلایی نصب میکنن مهتابی؟
شِــیدا:
می‌خواستم بیام بت بگم؛ عامووو.... حالا نمیخواد قهر کنی. بیا قول میدم دیگه پستات رو لینک نکنم :))
قهر چرا ؟ :/ ندیده بودم اینو اصن :)) هورمون های نقاش 😂😂
صرفا سوال برام پیش اومد که یا هنوز ۷۳ غورباقه ی طلایی توی یه حوض آبی با بال های طلایی نصب میکنن مهتابی؟
شِــیدا:
من چون بچه خیلی ساده‌ای هستم، نمی‌تونم حرف دیگران رو باور نکنم. پس می‌پذیرم.

سوالش چند نمره داره؟
۷۱
شِــیدا:
من همیشه به 10 راضی بودم. می‌ترسم معده‌م تعجب کنه اگه 71 نمره بگیرم :))