خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من همه‌ی عمرم رو بیرون از زندگی، زندگی کردم.

Thursday, 2 March 2017، 04:46 PM

سکینه خانِم

نوشته بود؛ جیگرتو


با خودم گفتم ینی چه؟ منظورش چیه از این حرف؟

به پیتر نشون دادم. گفتم منظورش چی میتونه باشه؟ جیگرمو چی؟ جیگرمو میخواد چیکار کنه؟

پیتر کمی فکر کرد و گفت؛ والا من شنیدم که گوشت خر رو قاطی گوشت گوساله و گوسفند میکنند و باهاش کباب درست ‌میکنند... ولی در مورد جیگر خر تاحالا چیزی به گوشم نخورده!

موافقین ۳ مخالفین ۰ 17/03/02
شِـــ‌یدا ..