خودگویی با میکروفون

heterism
خودگویی با میکروفون

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Wednesday, 1 March 2017، 12:35 AM

فائزه خانِم

وقتایی که اینجام، گاهی که لرزم می‌گیره، میام میشینم تو آشپزخونه، کنار سماور. دو تا چایی پشت سر هم میخورم تا گرم بشم. صدای قل‌قل سماور به آدم یه حس آرامش عجیبی میده. به قول اهل معرفت جای خوبیه واسه درک حس حضور. تو خونه‌ی ما کسی خیلی اهل چایی نیست، منم نیستم و شنیدن صدای قل‌قلِ سماور برام تجربه‌ی نابی محسوب میشه. به دستام که یخ و سرد شده بود نگاه کردم و یاد فائزه‌خانم افتادم.

پدر فائره خانم، فائزه‌خانم رو سپرد دست من. دو دقیقه نگذشته بود که در اومد گفت؛ سردمه. من دست فائزه خانم رو گرفتم تو دستم. اما بلافاصله ولش کردم. چون دستای من سردتر بود و گرمش که نمی‌کردم هیچ، تازه بیشتر یخ می‌زد. یه بار هم اومدم لپ فائزه خانم رو بکشم ولی یادم افتاد که دستم سرده و منصرف شدم.

یاد بچگی‌هام افتادم. یه خانم مهندسِ مجرد بود که هر وقت سر کار بابام منو میدید، ذوق میکرد و میرفت قاقالی میخرید واسم. از همین خوراکی‌ها و آتا آشغالایی که بچه‌ها دوست دارند. یادمه وقتی دست به لپ‌م میذاشت یا دستم رو میگرفت، حس خوبی نداشتم. چون دستاش همیشه سرد بود. و چون دست مامان و بابام همیشه گرم بود، خیال میکردم آدما تا قبل از اینکه بچه دار بشند، دستاشون سرده و بعد از بچه‌دار شدن، دست‌هاشون گرم میشه.

+ فائزه خانم ۴ سالشونه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ 17/03/01
شِـــ‌یدا ..

cm's ۲

فککردم واسه من پست نوشتی.
بهرحال اگه کسی بمن دست یخ بزنه، جمجمه شو مثه اون یارو تو گات از هم میپاشونم. این منم که باید به ملت دست یخ بزنم و گرماشونو بدزدم. گرماشامم من
شِــیدا:
خداییش به این موضوع فک نکردی که آخه من چرا باید واسه شما پست بنویسم؟ :))  ‌‌‌‌  آها...نکنه توئم فائزه‌خانِمی؟ 
باعشه آقا. دست نمیذاریم :|
بخاطر تیتر. البته که همینجوری گفتم سر صبی یکم بخندیم

درمورد قسمت دوم کامنت که البته منظورم شما نبودی. صرفا یه تهدیدی بود که باید یجا نوشته میشد و در معرض دید جهانیان قرار میگرفت، که قرعه به نام اینجا افتاد.
البته اعتراف می کنم توی سرم خیلی با ابهت تر و تاثیر گذار تر و این حرفا بود. نوشته شدش اونقدرا جذبه و ابهت و تهدید واری نداره
شِــیدا:
سر صپ چه وقت خنده‌ست آخه؟ سر صپ باید اخلاق آدم مثه سگ باشه و اخماش تو هم.
خودتو دست‌کم نگیر. اتفاقا خیلی هم با ابهت و صلابت خفنی به جهانیان ابلاغ شد. فالمثل من شخصا نفسم در سینه‌ حبس شده بود و قلبم مثه توپ شیطونک میپرید اینور اونور

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی