خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Saturday, 18 February 2017، 06:21 PM

Bald-hood

غلام؛

اوس غلام‌ سلمونی داشت. اصلا نمیدونم در حال حاضر زنده هست یا نه‌. و اینکه اصلا مغازه‌ش کجا بود؟ چندان هم کنجکاو نیستم به دونستن این موضوع. هر بار میرفتیم، یه تخته میذاشت رو دسته‌های صندلیِ اصلاح، که من بشینم روش. این تخته‌ها رو معمولا واسه بچه‌ها استفاده میکردند که قدشون بیاد بالا و اصلاح سرشون راحت باشه. هر بار می‌پرسید چه مدلی بزنم؟ بابام هم میگفت آلمانی بزن. و من فکر میکردم لابد موهام مثه این بچه خارجیا میشه توی این فیلما. اما حقیقت امر این بود که اوس غلام فقط بلد بود کله رو کچل کنه. بدون هیچ مدلی.


بابام؛

گاهی هم بابام توی حموم واسم کوتاه می‌کرد. تو حموم میشستم رو چارپایه. من آینه به دست، بابام قیچی و ماشین به دست. هِی از موهای وسط ِ سرِ ما می‌کاست و میگفت؛ خیلی اینجاش پرپُشته. ما هم هی نک و ناله میکردیم که باباجون ول کن اونجا رو. این جلوشو کوتاه کن جون عمه‌ت. و پدر میگفت؛ آخه جلوش که مشکلی نداره. کاکُلشه. باید باشه. قشنگیشه. تفاوت استراتژی از همون ابتدا بین‌مون مشهود بود. نتیجه کارِ اصلاح به ندرت چیزی جز افتضاح میشد. وسط سر کچل میشد و جلوی موها و کناره‌ها مثه قبل باقی می‌موند و شکایت من بعد از ابلاغ به شورای نگهبان(مادرم) و رأی قوه‌ی قضائیه(بازم مادرم) و جهت گیری صریحِ مقام معظم رهبری(مادرم) موجب فشار به دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط(بابام) و در نتیجه اصلاحِ مجدد میشد و این اصلاحِ دوباره بدون استثناء منجر به کچل شدن میشد. 


بله، در هر صورت نتیجه‌ی کار کچلی بود. منتها برای رسیدن به این مهم، آزاد بودم یکی از این دو راه رو انتخاب کنم؛ ۱ مغازه اوس غلام. ۲ حموم. این چرخه‌ی رذیلت و دردناک تا اول راهنمایی بیش نپایید. و اونجا بود که وارد برهه‌ی جدیدی از زندگی شدم. برای اولین بار، خودم با دوچرخه رفتم سلمونی. و واسه اولین بار فهمیدم که اصلن مدل مو چی هس؟ از شما چه پنهون ژل هم زد واسم. بله، ژل. 


+ الان ینی امکانش هست فیلترم کنن؟ 

موافقین ۳ مخالفین ۰ 17/02/18
شِـــ‌یدا ..

cm's ۶

چرا فیلتر؟!؟!؟؟!؟؟؟؟؟!؟؟
شِــیدا:
چون قوه‌ی قضائیه و شورای نگهبان و رهبری رو یه چی دونستیم
نمی دونم چرا یاد فیلم اسب حیوان نجیب است افتادم، اونجاش که حبیب رضایی وسط کله شو کچل کرده بود و می گفت بغل موهام قراره بیاد پایین ریش شه =)))

+یکی از اقوام هست موی بچه های فامیل رو کوتاه می کنه از قدیم الایام، مخصوصا اونایی که بچه هاشون از سلمونی و آینه و اینا می ترسیدن میبردن پیش اون. میگفتن دقیقه. یبار من بچه بودم بردنم پیشش، یه چیزی گذاشت روی سرم دو دقه بعدش گفت پاشو برو پیش مامانت. 
چندوقت پیش اعتراف کرد که کاسه میذاشته روی سر بچه و دورشو کوتاه می کرده
شِــیدا:
+ به این خویش و قومتون بگو بیاد یه دستی هم رو سر ما بکشه :))
من وقتی بچه بودم میرفتم ارایشگاه واسه کوتاهی مو فرقی نداشت بگم مدل مو های فلان دختر تو فلان کارتون یا بگم کرنلی :ا در هر صورت افتضاح به بار میاوردن رو سرم :ا 
مخصوصا وقتی با مامانم میرفتم :ا
شِــیدا:
عوضش حالا خودت میتونی بری شینیون کنی. میزامپیلی کنی. حنا ببندی. یا به قول علی‌خاکباز؛ کپ کنی :))
اصن من عاشق دغدغه هاتم :-D نه داداش فیلتر شدی بیا پیش خودم ردیف میکنم برات غصه نخور:-D:| 

± منم که اساسا خدای مو:-D 
شِــیدا:
خدا از بزرگی کمت نکنه
+ ایشالا به حق پنش تن کچل شی
20 February 17 ، 11:01 مارکر زرد :)
اسم سلمونیه که با بابام میرفتم فکر کنم فریدون بود :/ چقد بد که یادم نمیاد . ولی در هر صورت اون سه سانتی که برام باقی میذاشت با کچلی فرقی نداشت:)) ولی انقدر دلم میخواد برم بشینم رو اون تیکه چوبه باز ولی متاسفانه نمیشه :| تازه سلمونیا طولشم نمیدن . آرایشگاها یک ساعت طول میدن فقط موهاتو خراب کنن :|

شِــیدا:
میدونم ربطی نداره، ولی مستخدم دبستان ما هم اسمش فریدون بود. 
منم انقد دلم میخواد برم تو این آرایشگاها بشینم با این خانما گل بگم و گل‌شعر بشنوم منتها نمیدونم چرا رام نمیدن؟! 
چندشب پیشا یه خواب دیدم... الان هیچیش یادم نی. فقط یادمه یکی بهم میگفت؛ «خوشگلِ مو شرابی» 
20 February 17 ، 12:15 علی کافه چی
من عشق خط ریش داشتم، حتی اگه کچل هم می کردم دوست داشتم خط ریش هام تا جایی که میشه پایین باشه
ولی خب یه بار که در حضور بابا و به ارایشگره گفتم خط ریش هام رو کوتاه نکن، هردوشون یه نگاهی به هم کردن و هر هر زدن زیر خنده و ماشین اصلاح رو گذاشت رو خط ریشام!
اون خنده ی مسخره هیچ وقت یادم نمیره!


ومن موهام رو مدل کُپ می زدم. در واقع کُپ می زدیم وقتی کُپ مد نبود !
شِــیدا:
همین خنده‌ها رو کردند که بچه مردم احساساتش جریحه‌دار شده و چیز شده دیگه ... همین... چیز :))