خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Sunday, 12 February 2017، 09:42 AM

حُسن

به خالکوبی روی مچ کاترین نگاه کردم و گفتم این خالکوبیت چه طرحیه؟ گفت صدبار بهت گفتم خالکوبی نگو. تتوئه. گفتم خب حالا طرحش چیه؟ گفت یه کلمه عبریه.

گفتم حالا هر چی... خوشگله... هر چند که وقتی رو دستت می‌بینم، حس میکنم با یه بیچ.

کاترین گفت؛ شعور داشته باش و حرف دهنتو بفهم. من ازش معذرت میخوام و میگم قصد توهین‌کردن و آزاردادن نداشتم. فقط چیزی که پسِ ذهنم تداعی شد رو به زبون آوردم.

کاترین عصبانی میشه و میگه؛ پس بذار منم چیزی که با دیدن تو به ذهنم میاد رو بگم؛ تو یه آدم به شدت مغرور و حال به‌هم‌زنی که همه‌ی آدمای اطرافت رو به چشم حقارت می‌بینی و فکر میکنی خیلی بیشتر از دیگران میفهمی. در صورتی که فقط یه موجود خوددرگیر بدبختی و تو گه خودت دست‌و‌پا میزنی.

بهش میگم ولی من به هیچکس توهین نمیکنم، هیشکی رو هم مسخره نمیکنم. 

گفت؛ اتفاقا اینم از سر غرورته. اصلن بقیه رو در نظر نمیگیری که بخوای مقایسه و مسخره‌شون کنی.

چندکلمه‌ی آخر رو صداش میلرزه و میگه. 

من بهش لبخند میزنم که بیشتر عصبانی شه.


تصویر ربطی به پست نداره. چون دیدم ترکیب رنگ حیرت‌انگیزی داره، اقدام به ثبتش کردم. چیزی که ذهنم رو درگیر کرده اینه که اون بزرگوار، بعد از قضای حاجت، به ماحصل کار نگاه کرده؟ حیرت‌انگیز بودنش رو دیده؟ شما چطور؟ تا حالا دیدید، ماحصل کار خودتون رو؟ اوه چه غم‌انگیز، اوه چه حیرت‌انگیزناک‌ناک‌ناک‌ناک. اوه چه حرفایی... ماحصل رو ببینیم که چی بشه مثلا؟ [صدای سیفون]

موافقین ۰ مخالفین ۰ 17/02/12
شِـــ‌یدا ..

cm's ۵

12 February 17 ، 11:14 ر. کازیمو
چرا این نیمرو انقدر سبزه؟ :))
شِــیدا:
:))
من حدس میزنم تو محاسباتش دچار خلط مبحث شده. 
اول اومده بِزاد، لکن یهو به خودش اومده، دیده ریده
دهنت سرویس محسن:-D! عکس بود اخه؟:-D 
شِــیدا:
والا
اه اه مگه دونه پرنده ها زرد نیست ؟ 
واقعا چیز دیگه ای تو کل دنیا شگفت انگیز تر از این نبود ؟ :/
شِــیدا:
چه ربطی به دونه داره؟ مگه ما همه غذاهایی که میخوریم قهوه ایه؟
15 February 17 ، 08:45 اثر انگشت
اینم در نظر نگرفتی ممکنه یکی موقع صبحانه خوردن این پستو ببینه،حیوان!
شِــیدا:
موقع صپونه خوردن باید به جبین یار نگاه کرد. 
همچین گستاخانه میگی حیوان، که انگاری اونی که ریده، من بودم!
این مال چه جونوریه؟ نه انقدر کوچیکه که به پرنده نسبتش بدیم نه قهوه ایه که بندازیم گردن دوپا یا چارپا.
شاید مال شترمرغه مثلا
شایدم اونقدر بزرگ نیس و چون عکاس روش زوم کرده بنظر بزرگ میاد.
مثه ماها که فک میکنیم دنیامون خیییلی بزرگه 
شِــیدا:
چه پایان آموزنده ای داشت کامنت :))
مال شترمرغ نیست چون شتر مرغ نمیتونه 4 طبقه پرواز کنه و همچین کار زشتی تو تراس ما انجام بده.