خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Saturday, 11 February 2017، 08:22 PM

خاک پذیرنده

"انسانی که [...] را از دست میدهد و [...] در زندگی ندارد، و از واقعیت روی برمیگرداند و به دنیای انباشته از تنهایی و هیچ‌انگاری و دلهره پناه میبرد و زندگی‌اش در کسالت مطلق میگذرد، یا به یک حیوان درنده تبدیل میشود یا به یک موجود پوچ بی‌حاصل." در هر دو صورت، پشت پا زدن به اجتماع رو شاهد هستیم. اگر درنده خو نشد، یعنی اگر این کم‌یابی و سرکوبِ هستی، رابطه‌‌ش رو با دنیای واقعیت عقیم کنه، می‌تونه هنرمند خوبی بشه. و البته که این به معنی این نیست که همه‌ی اهل هنر. "تمثیل‌های این هنرمند، اغلب توصیف حدِ کمال بیگانگی‌ش از واقعیت عینیه. نفی هر گونه معنای ذاتی جهان و انسان."

موافقین ۱ مخالفین ۰ 17/02/11
شِـــ‌یدا ..