خودگویی با میکروفون

heterism

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Monday, 30 January 2017، 01:14 AM

به یاد داف‌های قاجار


+ هنوز هستند سیاه‌پوستای آفریقایی ای که آرزوشونه با یه سفیدپوست ازدواج کنند. گاهی فقط از اینکه یه سفیدپوست باهاشون دست بده و بهشون لبخند بزنه، ذوق می‌کنند. کلیک0

 دلیلش حقارتیه که استعمار، از سالها پیش، نسل‌به‌نسل بهشون منتقل کرده. جوری که دیگه واسشون تبدیل به یه باور حقیقی شده؛ از بچه‌ی شاشو تا پیرمرد ریقو، همشون این قضیه رو پذیرفتند که سفیدپوست بودن بهتر از سیاه‌پوست بودنه. 

+ معیارهایی که ما در رابطه با زیبایی داریم هم همینطوره. ذهن ما پره از چیزایی که توسط محیط و رسانه بهش القا شده. القای جمعی و متداوم، چیزی نیست که چندان ملموس باشه. چون برای همه به صورت یه فکت پذیرفته شده. در صورتی که با یه مقایسه‌ی ساده، فکِ فکتِ موردنظر میاد پایین. مثلا همینکه وقتی به عکس زنهای قاجار نگاه میکنیم، از قیافه‌هاشون خنده‌مون میگیره: کلیک1  و  کلیک2 

درصورتی که این بانوان، اون زمان از برجسته‌ترین داف‌های کشور محسوب میشدند.


+ نیاز نیست چند قرن به عقب برگردید. «جادی» چندتا مثال مستند واستون میزنه در مورد تاریخچه اصلاح موی زیر بغل و بین پاها و تغییر روندش در همین چند دهه ی اخیر. که پیشنهاد می‌کنم، تو رو جون عمه‌هاتون بخونیدش: کلیک3  (البته که آدرسش فیلتره)(البته که نیازه بخونیش تا ادامه‌ی پست رو متوجه بشی)(البته که من فقط از مثال‌‌های جادی استفاده میکنم و نظری در مورد تحلیلش نمیدم)


لپ کلام؟

خیلی از چیزهایی که تو ذهن ما بدیهی تلقی میشن و به عنوان یه حقیقت ذاتی- ازلی پذیرفته شده‌اند، اونقدرا هم ابدی ازلی و حقیقی نیستند. مثل همین معیار ما برای زیبایی. شاید صرفا بهمون القا شده باشند. چه حسی داره وقتی به ذهن خودتم دیگه نمی‌تونی اعتماد کنی؟ به عنوان یه معیار، برای سنجش و ارزیابی چیزهایی که میبینی؟


خب حالا چیکار کنیم؟

 دوتا جهت‌گیری میتونیم داشته باشیم؛ الف)؛ دقیق بشیم و بفهمیم معنی چیزی که میگیم رو، علت کاری که می‌کنیم رو، چیزی که بهش باور داریم رو. و در نهایت از غم دونستن این دو موضوع که؛ [۱-هیچی نمی‌دونیم] و [۲-چقدر همه چیز پیچیده‌ست]، دیوونه بشیم.

ب)؛ علف‌مون رو بخوریم و همینطور به زندگی عاقلانه و شیک‌مون ادامه بدیم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ 17/01/30
شِـــ‌یدا ..

cm's ۶

30 January 17 ، 10:56 اسپریچو ツ
یه بار یه حرف درست زدی:دی
منم هر وقت یکی به نظرم بی ریخت میاد میگم شاید یه مدل زیبایی داره که من نمیبینم و در نهایت اگر در دیده‌ی مجنون نشینی/ به غیر از خوبی لیلی نبینی
شِــیدا:
از دستم لیز خورد جون تو
دچار خلط مبحث شدی. صرفا اعتباری بودن معیارها منظورم بود
همین الانشم ملت دارن تلاش می کنن شبیه سیاهپوستا بشن. اینهمه روشهای مختلف سولاریوم و حموم آفتاب و اسپری های برنزه کننده، و حلقه انداختن به دماغ و اقسی نقاط بدن و انواع و اقسام بافت ها و فر های آفریقایی و غیره. چرا راه دور بریم تا قاجار، حتی هم دوره های مامانای ما اینچیزا رو درک نمیکنن، تا همین بیست سی سال پیش هم سفیدی پوست و حجیم بودن موهای پشت لب مد و افتخار بود

یه چیزی از تمدن مایا بگم.
مایاها اعتقاد داشتن ک بچه باید پیشونی پهنی داشته باشه، و از کوچیکی یه تخته میبستن به پیشونیش که اونجوری شه و کلا جمجمه رو با روشهای خاصی پهن میکردن.
یا مثلا چپ بودن چشم براشون نماد زیبایی بود. از نوزادی یه گوی یا اسباب بازی بین دوتا چشم بچه اویزون می کردن که به مرور زمان چشش چپ شه.

شاید به قول تو سالها بعد که بگن یه ملتی بودن که دماغاشونو عمل میکردن کرکر خنده به نظر بیاد، چون اون زمان دیگه عمل کردن چونه یا قوزک پا مد شده
شِــیدا:
یاد بابیلیس و بیگودیای مامانم افتادم :)) همیشه هم بلااستفاده بوده.

این مایاها که گفتی به نظرم اشنا میاد. حدس میزنم از همون کتابه س که خودت معرفیش کردی. کدکس؟

جهت گیری ما نسبت به این موج ها چی میتونه باشه؟ یعنی میتونیم تو زندگی شخصیمون معیارای روزِ دنیا رو بذاریم کنار؟ اصلا اهمیتی داره؟ بریم دماغامونو دالبُری کنیم؟
معیار زیبایی فقط یه چیزه و اون احتمال بقا ست و این تغییر نمی کنه؛ولی اینکه چه چیزی احتمال بقا رو بالا میبره تغییر میکنه.
شِــیدا:
رو چه حسابی معیار زیبایی احتمال بقاست؟
نتیجه ی مجموع جمله ی اول و دومت: معیار زیبایی تغییر میکنه
چون همین نیروهاس دگ
نه نمیکنه :پی
شِــیدا:
آفتاب از کدوم وَر در اومده که گردا شوخ و شنگول شده؟ 
موقع معرفی کدکس سرافینیوس نوشته بودم همش تخیلیه ها :/ اصن برا همین معرفیش کردم :))

مایاها که بدبختا وجود داشتن، هنوز کاسه کوزه ها و مجسمه هاشون توی موزه ها هست


+راستش منم هنوز نفهمیدم ک باید چه موضعی گرفت. مثلا یکی از دوستام گیر داده بود دماغشو عمل کنه گفتم دماغت خوبه مریضی مگه؟
گف الان همه ی دخترا دماغاشون خوشگله، من باید با اینا رقابت! کنم.

راستش این صادقانه ترین جوابی بود که درین باره شنیدم، همه یا میگن مشکل تنفسی داشتم یا کج بود و یا فلان، اما درواقع همه در تلاشن که تو این جنگ هرکاری که می تونن برای جذب جنس مخالف قویتر و نگه داشتنش انجام بدن. قبلنا گیس و گیس کشی بود، الان انواع و اقسال عمل ها
شِــیدا:
خوبالا... من همینجوری یه تیری در تاریکی پروندم :))
+این که درست. منظورم این بود که ما میتونیم ذهنمون رو از این موجی که فعلا مد شده٬ جدا کنیم و نجات بدیم؟ یعنی میتونیم به اون باور برسیم که دماغی که عمل شده٬ قبل از عمل هم زیبا بوده؟ یا ما هم ذهن و سلیقه‌مون همرنگ این موج رایج شده؟ به نظرم خیلی سخته که یه عمر بهت بگن زیبایی فلان‌طوره و تو بخوای بعد از عمری٬ سلیقه‌ت رو تنهایی عوض کنی
شاید خودمون بتونیم برای خودمون ازین فکرا بکنیم و توی جمع ها هم نظرمونو بگیم و برای دیگران اعمالش کنیم، اما بهرحال ما عضو این جامعه ایم و در نهایت خودمون با همین استانداردها سنجیده میشیم 

شِــیدا:
منم فک میکنم افراد تو این قضیه کار زیادی از دستشون برنمیاد. مثلا منم به عنوان یه جوون، ناخوداگاه استانداردهای اجتماع بهم القا میشه

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی