خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Saturday, 26 November 2016، 04:43 PM

ایده‌آل‌گایی

+تو اصلا آدم قابل اعتماد و مطمئنی نیستی

- چطور؟ مثلا میترسی بهت تجاوز کنم؟[خنده]

+ به عنوان یه تکیه‌گاه نمی‌شه روت حساب کرد. کلا نباید روت حساب کرد. کجا غیبت میزنه؟ کجا پیدات میشه؟ معلوم نیست. هیچوقت نیستی. چی کار میکنی؟ 

- تو اسطوره‌های یونان، الهه‌ای نداریم که همه‌ی عمر مشغول هیچ کاری نکردن باشه؟ 

+ فکر نکنم همچین موجود بی‌اثری قابلیت اسطوره و الهه شدن رو داشته باشه. 

- زندگی‌هایی که از مردم می‌بینم رو نمیفهمم. من...

+ میدونی مشکل تو چیه؟ اونا دارند یه خونه‌ی گِلی میسازند و توش زندگی می‌کنند. اما تو به این بهونه که خونه‌ی گلی٬ محکم و مطمئن نیست، خودت رو از سرپناه محروم میکنی. بالاخره فهمیدی که می‌خوای چیکار کنی؟

- گم‌شده، گم‌کرده را هرگز کجا یابد نشان؟


مرا گوید مرو هر سو٬ تو اِستادی٬ بیا این سو

که من این سوی بی سو را٬ نمی‌دانم نمی‌دانم

مرا سیلاب بربوده، مرا جویای جو کرده

که این سیلاب و این جو را، نمی‌دانم. نمی‌دانم.

چو طفلی گم‌ شده‌ست‌ام من، میان کوی و بازاری

که این کوی و این بازار را نمی‌دانم نمی‌دانم...





موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/11/26
شِـــ‌یدا ..

cm's ۱

Dude im worried about u
شِــیدا:
گریه نکن که تحمل دیدن اشکاتو ندارم