خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من همه‌ی عمرم رو بیرون از زندگی، زندگی کردم.

Thursday, 3 November 2016، 01:36 PM

خرق عادت


[در میزنند.]


-کی بود؟

+مه‌پاره‌ای بی‌بند و بار.

-لابد با عشوه‌های بی‌شمار؟

+نه اتفاقا. خیلی سر و سنگین یه آدرس پرسید و رفت.

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/11/03
شِـــ‌یدا ..

cm's ۲

03 November 16 ، 18:45 اثر انگشت
یحتمل اونجا شما بانگ بر نیاوردی : مردم هوار..یاران هوار؟
سنگین جواب دادی و تق درو بستی؟
شِــیدا:
:))
احسنت. همه چیز خیلی سر و سنگین و رسمی بود
دیالوگ:)
شِــیدا:
بعله