خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

Friday, 21 October 2016، 03:38 PM

تفاوت را احساس کنید

فرق ادم احساساتی با آدم بی‌احساس رو میخوام خیلی ساده و روان واستون توضیح بدم. 

 مثلا موقع خوردن تخم مرغ، شما که( مثلا) ادم بی‌احساسی هستید، صرفا به طعم و ویژگی‌های خوراکیِ تخم‌مرغ توجه میکنید اما (مثلا) من که ادم احساساتی‌‌ای هستم، حین خوردن تخم‌مرغ مدام به اون مرغ مذکور فکر میکنم. از لذت تلخِ هم‌آغوشیش با یه خروس بی‌غیرت و جاکش گرفته تا فشاری که موقع بیرون اومدن تخم‌ به ماتحتش وارد شده و غمی‌ که از بچه‌نشدن تخمش بهش عارض شده. و شرایط سخت زندگیش که از اول تا آخر توی یه زندان( مرغداری) زندگی میکنه و آخرش هم با قساوت قلب مشمئزکننده‌ای کشته میشه. در حالی که توی عمرش نه مرخصی رفته، نه تفریح کرده، نه ازش به عنوان یه مادر یا دختر تجلیل شده و نه کسی احساساتش رو جدی گرفته و نه تونسته بره درس بخونه، نه عاشق بشه، نه... 

بله، تفاوت نگاه ما همینجاست... شما به کم‌نمک بودن تخمِ مرغ فکر میکنید و من به کون‌پارگیِ مرغ.


موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/10/21
شِـــ‌یدا ..

cm's ۳

اگه این جوری باشه که ادم در عنفوان جوانی از غم همه چیز غمباد میگیره میمیره که :دی
شِــیدا:
همینطورم هست...اما؛
مرا تبار خونی گل‌ها به زیستن متعهد کرده‌است
تبار خونی گل‌ها میدانید؟
21 October 16 ، 23:13 علی موسوی
اون خط آخر دیگه آتیش زد به آفاق و انفاس
شِــیدا:
ها، مرا به جامی از این آبِ آتشین دریاب... ها... هاهاها :))
فرزندم. بیا بریم تا می خوریم شراب ملک ری خوریم حالا نخوریم کی بخوریم؟
تو بوف کور هدایت بودش. یک کوزه هم گذاشته بود زیر بغلش.
شِــیدا:
توانا بود هر که خوانا بود