خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من همه‌ی عمرم رو بیرون از زندگی، زندگی کردم.

Wednesday, 21 September 2016، 08:22 AM

کرام‌الکاتبین؟

مامان بچه‌ی شماره‌1‌ بهش گفت؛ برو با بچه‌ی شماره 2 بازی کن و باهم دوست بشید.

مامان بچه‌ی شماره2 که این حرف رو شنید، به بچه‌ی شماره 2 گفت؛ بیا بریم جیشت رو بکنی تا بیای با بچه‌ی شماره‌ی 1 دوست شی و با هم بازی کنید.

من رو کردم به بابای بچه‌ی شماره 1 و گفتم؛ رفاقتی که با شاشیدن شروع شه، عاقبتش با.

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/09/21
شِـــ‌یدا ..

cm's ۷

21 September 16 ، 08:24 مه‍ شید
بابای مذکور چی گفت؟
شِــیدا:
داشتم دمبال یه چی میگشتم تو آشپزخونه که بخورم. بعد حین گشتن، این مکالمه اومد تو ذهنم. دوست داشتم ادامه‌ش بدم، اما وقتی چشمم به کیسه‌ی بادوم‌هندی خورد، به کلی بیخیال مکالمه شدم. اصن گوربابای بچه‌ی شماره ۱  و رفاقت و  شاش
21 September 16 ، 08:59 مه‍ شید
بادوم هندی رو عشقه دی:
شِــیدا:
عشق رو بادوم هندیه
نه دیگه، باید جیششو نگه می داشت هروقت میدید دوستش حوصله شو سر میبره و دیگه براش جالب نیست میجیشید به دوستی و می رفت. کاری که جدیدا خیلی مد شده
شِــیدا:
عاقا بحثو سیاسیش نکنید تو رو قرعان. صحبت درمورد جیش و بادوم هندیه. همین
21 September 16 ، 15:31 ر. کازیمودو
به رفاقتی که بخاطرش نباید شاشید باید شاشید.
شِــیدا:
جمله‌ی سنگینی بود. میگم کنیزک بیاد شربت بیاره واست :))
22 September 16 ، 10:05 علی کافه چی
خب بهتره که بنویسیم با ریدن تموم میشه
ولی همه ش تو ذهن من یه کلمه ی دیگه بالا پایین میشه!
شِــیدا:
خب یه کلام بگو دیگه این کلمه‌ی لامصب رو
چرا همش سیکرت نظر میذاری اذیت میکنی بچه مردومو؟
24 September 16 ، 16:04 مارکر زرد :)
همین که بیرون از رابطه کارشو کرده لطف کرده
شِــیدا:
یه دس 
یه جیغ
یه هورااا
11 October 16 ، 14:09 اثر انگشت
ازدواج هم با این چنین قبیل آزمایشات شروع میشه..یعنی اونم؟؟
شِــیدا:
:))
اخیرا ذهنیت مثبتی در خصوص ازدواج پیداکردم. لطفا روش خش ننداز. مرسی اه.