خودگویی با میکروفون

heterism
خودگویی با میکروفون

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Saturday, 17 September 2016، 07:06 PM

قدیس نورانی

استاد بزرگ پس از مدت‌ها مراقبه از حجره‌ی خود بیرون آمد. قدم‌هایش سنگین و جسمش سبک بود. در و دیوار و پنجره از ثقل حضورش بیتاب بودند اما از شکوه حضورش، فقط به نظاره سکوت کرده بودند. نور بود که از دخمه‌ی تاریک بیرون می‌آمد. به لب در که رسید، آهسته قدم برداشت و به بالا نگاه کرد. شب بود و تاریک.

 استاد بزرگ بر دهانه‌ی در ایستاد و با صدای گرم و خشن خود (انگار) خطاب به سالکینِ راه حق گفت؛


به عقل ایمان ندارم. به کند بودن و ضعیف بودنش قسم خورده، و به ناقص بودنش اقرار خواهم کرد. جسم برایم نماد اضمحلال و مرگ است. صورت‌های زیبا را کنار میزنم، گندیدگی و پوسیدگی سالهای بعد را میبینم. از این میرایی، نفسم تلخ میشود و روحم میگرید، برای پروازی که از یاد برده‌ است. ذهن و روان برایم نماد ابتذال و بزدلی‌ست. اتکا به ذهن و روان به سان غرق شدن در یک کاسه‌ی آب است. مضحک...


به اینجا که رسید، از حرف‌هاش خنده‌اش گرفت و چادری که به دور خود پیچیده بود( تا مثل رهبانان ساکن در صومعه‌ی سن‌فرانسیس شود) را باز کرد و دور انداخت. چراغ را روشن کرد و به آشپزخانه رفت. دوتا تخم‌مرغ کف ماهیتابه شکست و نون داغ کرد و نشست به خوردن. در حین خوردن، مدام به حرفهای خودش میخندید. پرید بیخ گلویش، آب خورد و دوباره قهقهه سر داد. آروغ هم زد یه دونه که ما به دلیل ضیق وقت از گفتنش صرف نظر میکنیم.


لپ مطلب؛ این قدیس نورانی، به درجه‌ای از عرفان رسیده بود، که به فکرهای خودش هم میخندید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/09/17
شِـــ‌یدا ..

cm's ۳

17 September 16 ، 19:17 خانم فـــــ
:)))))))))
بسی شاد گشتیم!
شِــیدا:
:)) به سلامتی
البته لحنم به نظر میاد مسخره بازی باشه٬ وگرنه حرفم جدیه. در مورد اعتبار ذهن و عقله. و فکر هم بچه‌ی حرومزاده‌ی ذهن و عقله٬ که باید بهش خندید. جرقه‌ی پست هم با خوندن این شعر بود؛

به عقل، کی متصور شود فنون جنون؟
که عقل، عین جنون است و «الجنونُ فنون»
جنون نتیجهٔ عشق است و عقل، عین خیال
ولی خیال نماید به عین عقل، جنون

از خواجوی کرمانی
خوب نوشته بودی
شِــیدا:
جایزه نمیدی؟
21 September 16 ، 00:28 نام مستعار
ما را که به افکار خویش بگرییم چه درجه از عرفان باشد؟
شِــیدا:
چنانچه گریه از سر شوق و شعف باشد، بهشت برین از آن شماست. و چنانچه از سر چس‌ناله باشد، زمهریر در پیش رویتان گستران خواهد بود :))

comment

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی