خودگویی با میکروفون

heterism

Heterism هیچ معنای خاصی نداره و به همین دلیل هم انتخاب شده. که خودش معنای خودش باشه. هر چند چنین چیزی امکان نداره، اما غیر از این هم کاری برای انجام دادن وجود نداره. درست مثل زندگی.

Sunday, 31 July 2016، 01:46 AM

یهودا




معلم شروع میکرد به شرح چگونگی فرودآمدن خداوند بر روی زمین، مسیح شدنش، رنجش و مرگش به خاطر نجات ما از گناه. ماهیت دقیق این گناه را نمیفهمیدیم ولی به روشنی میفهمیدیم که او دوازده حواری داشت و یکی از انان یهودا٬ به او خیانت کرده بود. و یهودا مثل... مثلِ که بود؟ معلم از جایگاهش پایین می آمد. اهسته و تهدیدآلود از میزی به میز دیگر پیش میرفت و یکایک ما را زیر نظر میگذرانید. انگشت سبابه‌اش را از محصلی به محصل دیگر حرکت میداد و میکوشید دریابد کدام یک از ما شبیه یهوداست. همگی از ترس خود را خیس میکردیم. مبادا این انگشت ترسناک روی یکی از ما قرار گیرد. ناگهان فریادی میکشید و انگشتش روی پسربچه‌ای رنگ پریده با جامه‌ی فقیرانه توقف میکرد. نیکولیوس. معلم فریاد میزد؛ "خودش است. به همان رنگ پریدگی با همان لباس. یهودا هم سرخ مو بود. مانند شعله های جهنم." نیکولیوس که این را میشنید زیر گریه میزد. بقیه‌ی ما که از خطر جسته‌ بودیم نگاه‌های وحشیانه و نفرت‌بار به اون می‌انداختیم و با هم قرار و مدار میبستیم که بعد از مدرسه له و لورده‌اش کنیم. آخر او به مسیح خیانت کرده‌بود.

بعداز تعطیلی کلاس، با رسیدن به خیابان، نیکولیوس را دوره کردیم. شروع به انداختن تف و کتک‌زدنش کردیم. با چشمانی اشک‌بار گریخت. ولی با سنگ پی او گذاشتیم و انقدر "یهودا ... یهودا..." کردیم که به خانه‌اش رسید و داخل شد.

نیکولیوس دیگر هیچوقت پا به مدرسه نگذاشت. سی سال بعد که به وطنم بازگشته بودم، درِ خانه‌مان را زدند. مردی پریده‌رنگ و ضعیف با موی سر و ریش سرخ، با شرمناکی بر آستانه در ایستاده بود. بسته‌ای را که آورده بود تحویل داد و به من نگاه کرد. گفت؛ "مرا به جا نمی اوری؟ فراموش کرده ای؟" این را که گفت شناختمش. در حالی که او را بغل میکردم داد زدم؛ "نیکولیوس"

گفت؛ "یهودا" 

و به تلخی لبخند زد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/07/31
شِـــ‌یدا ..