خودگویی با میکروفون

heterism

دارم بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم. با فاصله‌ی چند لحظه یا به اندازه‌ی چند سال.
و همینه که باعث می‌شه زیاد بنویسم. بیرون از زندگی، وقت و فراغت زیادی وجود داره. می‌شه ساعتها مشغول کار بیهوده‌ای شد. کار بیهوده‌ای که هیچ تبحری در انجامش نداری؛ نوشتن.
و من بیرون از زندگی، زندگی می‌کنم

بعد از حدود پنج شیش سال رفتم عروسی. اخرین عروسی که مشرف شده بودم، واسه داداشم بود. تو این مدت هم به دعوت کسی لبیک نگفته بودم. 

نکته ای که نظر شیرینم بهش جلب شد، اینه که من اگه یه روزی [خدای ناکرده][زبونم لال]دچار استحاله شدم و خواستم عقد و عروسی بگیرم، به جای این عنتربازیهای مرسوم،

فقط یکی رو میگم بیاد کمونچه بزنه و یکی هم تار. خودمم اگه دِماندینگ مجلس ایجاب میکرد، یه ذکر مصیبتی واسشون میخونم که دلشون واشه. 

هر کسی هم خواست دست بزنه یا برقصه یا با هر اقدام دیگه ای، به حال معنوی مجلس خدشه وارد کنه، خوار و مادرش رو همون وسط...

.

.

به عزاش میشونم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16/07/13
شِـــ‌یدا ..

cm's ۸

13 July 16 ، 22:16 صخره .
کمونچه:))))
شِــیدا:
به سیبیلاش داری میخندی یا صداش؟
13 July 16 ، 22:26 مارکر زرد :)
والا اصلا آدم نمیفهمه مردم این فکرا رو از کجا میارن .
شِــیدا:
همش از رو حسادته... چش ندارن مارو رو ببینن
13 July 16 ، 22:41 روح الله فاضل
با کمونچه و تار موافقم، غم روحانی بهتر از شادی موقتیه!
هر کی هم مخالفه همون وسط...
شِــیدا:
آماشالا...دقیقا همون وسط
تمام وسایلی که گرفته بودم واقعا ضروری بودند. کمپ کردن در صحرای آفریقا هیچکدام از این تجهیزات را لازم ندارد. دل شیر میخواهد و بس :)

یکی مثل شما با تمام عروسی ها مشکل داشت. اما مثل شما با اصل عروسی مشکل نداشت. می گفت هر وقت عروسی کرد، 20 تا 50 نفر  مهمان دعوت می کند که همه دوست های صمیمی و اقوام نزدیک عروس و داماد هستن فقط. بعد چون همه با هم صمیمی هستن، خیلی غیررسمی با هم خوش می گذرانند. نواختن و خواندن و صد البته، مشاعره کردن، جز فعالیت های این مراسم قرار بود باشه.



شِــیدا:
نه انصافا یه کم کوله ت سنگین بود واس سفر سه روزه... یه کم با بکپکرا (backpacker)اشنا شو تا باورت بشه

مگه خوش گذروندنِ رسمی هم داریم؟ با کروات؟
14 July 16 ، 11:17 اسپریچو ツ
اصن دلت میاد اون اهنگی که میگه چه خوش میگدره امشب و امشب یه شب جنجالیه رو نذاری؟
شِــیدا:
ناسلامتی تو شیخی... از ریش و عبا و منبر و مرید و اینات خجالت بکش
16 July 16 ، 14:40 Weiß Eule
کلا جشن عروسی...و تجمع آدمها...و سرو صدا...همشون باهم مزخرفن... |:
شِــیدا:
عه عه عه... باز بی منطق و احساساتی شدیا
31 July 16 ، 19:44 مژگان
شام چی می دی؟
شِــیدا:
خوکِ شیریِ بریان
06 August 16 ، 15:33 فانتالیزا هویجوریان
ابوبکر البغدادی سلام رسوند بهت گفت خوش اومدی به جمع متنفرین از جشن عروسی :))))
شِــیدا:
روحیات جفتمون ظریف و حساس و لطیفه
من یه‌کم بیشتر